خرید بک لینک
ﻟﻨﮕﻪ ﻫﺎﻱ ﭼﻮﺑﻲ ﺩﺭﺏ ﺣﻴﺎﻃﻤﺎﻥ،
ﺍﮔﺮﭼﻪﻛﻬﻨﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ
ﺟﻴﺮ ﺟﻴﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ!
ﻭﻟﻲﺧﻮﺵﺑﻪ ﺣﺎﻟﺸﺎﻥ
ﻛﻪ ﻟﻨﮕﻪ ﻫﻤﻨﺪ...

#حــــســــينــــ_پــــنــــاهى

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۶ ساعت 1:45 توسط فاطمه |

برچسب: نویسنده: سارا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:59

یارب تو مرا به نفسِ طناز مده
با هر چه بجز توست مرا ساز مده

من در تو گریزان شدم از فتنهی خویش
من آنِ توام مرا به من باز مده

#مولوى

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۶ ساعت 12:1 توسط فاطمه |

برچسب: نویسنده: سارا صمیمی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:59

گاری سیب فروش سر میدان افتاد مرد از جاذبه در بهت خیابان افتاد سیب ها ریخت كه از مرد نماند چیزی جوی پرشد كه دو سر عایله در آن افتاد بعد از آن كوچه ندیدش به گمانم آن مرد یك دو ماهی به همین جرم به زندان افتاد یا نه مثل همه ی مردم شیدا شاید گذرش بر حرم شاه شهیدان افتاد گره مشكل او دست خدا باز نشد كار او باز به یك مشت مسلمان افتاداو كه عاشق تر از آن بود كه دانا باشد سر و كارش به همین مردم نادان افتادغم نان ، كاش بدانی غم نان یعنی چه یعنی آدم به تب گندم از ایمان افتاد آدم آن روز كه دستش به دهانش نرسید از خدا دست كشید و پی شیطان افتاد ... و شب بعد زمین مرده ی او را بلعید جسدش در حرم شاه شهیدان افتاد گله آرام میان شب عریان خوابید زخم چون گرگ به جان نی چوپان افتاد: لالا لالا برگ گُلُم! شاخه ی بیدُم لالا یوسفُم دست كدوم گرگ بیابان افتاد؟ برف چون حوله ای آرام وسبكبار و سپید گرم روی تن عریان زمستان افتاد برف بارید كه از مرد نماند چیزی شاعری باز پی قافیه ی نان افتاد #بهرامیانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 16:21

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست

آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق

وسکوت تو جواب همه مسئله هاست

#فاضل_نظری

برچسب: نویسنده: سارا صمیمی تاريخ: دوشنبه 29 آبان 1396 ساعت: 17:08

#جامانده

دیگران رفتند سمت کربلا، ما ماندهایم
قافله پای پیاده رفت و ما جاماندهایم

کربلا مانند میدانیست مغناطیسی و
کل دنیا خردههای آهن اما ماندهایم!

بیتفاوت نیستیم ای عشق! ما هم آدمیم
خوب میدانیم در یلدا و سرما ماندهایم!

کاش میشد لحظهای مثل پرنده میشدیم
کاش میشد! حیف! اما غرقِ رؤیا ماندهایم

اربعین در کربلابودن یقیناً نعمتست
دیگران لبریز از نعمت ولی ما ماندهایم…!

#شهریارصحت

برچسب: نویسنده: سارا صمیمی تاريخ: شنبه 20 آبان 1396 ساعت: 22:43

من ِ شکسته منِ بی قرار در اتوبوسگریستم همهء جاده را اتوبان را نگاه خسته من تا به آسمان برسدکشانده است به دنبال خویش باران را ولی نخواسته در بین راه سوزاندمدل اهالی محروم چند استان را بر آن سرم که کنار ضریح یاد کنمولو به قدر نگاهی تمام آنان را نگاهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا صمیمی تاريخ: شنبه 20 آبان 1396 ساعت: 22:43

زن...
همه چیزش شعر است...
چشمش...
مویش...
بویش...
"زن" که باشی همه کارت شعر از کار در می آید...
چای دم کردنت...
جانم گفتنت...
قاصدک فوت کردنت...


اما مردها

همیشه شاعرهای بهتری هستند...!!
"مرد" که باشی...
برای شاعری همیشه...
سوژه ای به زیبایی یک زن داری...


#هستی_دارایی

برچسب: نویسندگان, نویسنده: سارا صمیمی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 4:36

رو سر بنه بالین تنها مرا رها کن ترک منه خراب شبگرد مبتلا کن ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن از من گریز تا تو هم در بلا نیافتی بگزین ره سلامت ترک ره بال کن بر شاه خوب رویان واجب وفا نباشد ای سرد رو عاشق تو صبر کن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا صمیمی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 4:36

دلتنگ یعنی عاشقانه عاشقت بودماما تو اصلا" حال و روزم رو نفهمیدییعنی به غیر تو کسی رو نه نمی دیدم برعکس بودی تو هم من را نمی دیدی دلتنگ یعنی دلخوشی های تو را دیدن یعنی هجومِ نقشه ها شاید که برگردی یعنی نشستن، ایستادن ، بی قراری هادلتنگ یعنی لحظه هایی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا صمیمی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 4:36

حتي اگر نباشي ، دنيا ادامه دارد!

دردا که درد امروز فردا ادامه دارد

بعد از تو خاطراتت ماندند تا بدانم

گيرم به شکل کابوس رويا ادامه دارد

افسانه چون خود عشق پايان نمي پذيرد

حتي در اين تغزل نيما ادامه دارد

صدها جمال هر روز چين ميخورند اما

تا جذبه ي جنون هست ليلا ادامه دارد

سر در هوايي موج او را به صخره کوبيد

اما بدون او هم دريا ادامه دارد

عشق است و راه دورش راهي که در دل ما

جايي اگر نباشد بي جا ادامه دارد

غلامرضا طریقی

برچسب: نویسنده: سارا صمیمی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 4:36

مثل زمانی که نیستی...

حالم بد است مثل زمانی که نیستی

دردا که تو همیشه همانی که نیستی

وقتی که مانده ای نگرانی که مانده ای

وقتی که نیستی نگرانی که نیستی

عاشق که می شوی نگران خودت نباش

عشق آنچه هستی است نه آنی که نیستی

با عشق هر کجا بروی حیّ و حاضری

در بند این خیال نمانی که نیستی

تا چند من غزل بنویسم که هستی و

تو با دلی گرفته بخوانی که نیستی

من بی تو در غریب ترین شهر عالمم

بی من تو در کجای جهانی که نیستی؟

غلامرضا طریقی

برچسب: نویسنده: سارا صمیمی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 4:36

سلام بعد از بارها نوشتن و پاک کردن بهتر دیدم از اول برم سراغ اصل مطلب امروز من بغض دارم و دلتنگم... اما نه میدونم چرا و نه میدونم مخاطبش کیه... فیلمای اکشن امریکایی، اروپایی رو که میبینی، بعد از اینکه شخصیت اصلی داستان از میون اون همه آتیش در کمال تعادامه مطلب

برچسب: دلنوشته, نویسنده: سارا صمیمی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 4:36

دمی با نویسندگان ۴ کاشحضانت مراآغوش توبر عهده می گرفت ... + نوشته شده در ادامه مطلب

برچسب: نویسندگان, نویسنده: سارا صمیمی تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 4:36

صفحه بندی